یکشنبه11مهر 95
سلام به همه دوستان گلم . امید است همیشه خوش باشید. بعد از کلی صبور بودن و انتظار بالاخره از مدرسه عدالت عزیز پیام فرستادن و روز یکشنبه 4مهر قرار شد دخترمان را برای اندازه گیری لباس به مدرسه ببریم . ساعت 10صبح آویسا خانم رو به مدرسه بردم و کل اکیپ مهد اونجا تشکیل شد و حیاط مدرسه مکانی شد برای سوت و جیغ و هورای کودکان ما و همچی همدیگر رو صدا میزدن انگار نه انگار ساعتی پیش در مهد در کنار هم بودن. ما هم استادانه خودمان را میزدیم به اون راه که کی کجا ، اصلاً چه صدایی چه حرکتی. خلاصه با تدابیر بنده و برخی مادران کمی از سروصداهای بچه ها کم شد و بعد صفی لباس ها اندازه گیری شد و برگشتیم اداره. و هنوز در انتظار خبری از ایشان جهت شرکت در جش...
نویسنده :
مامان نسرین
11:15




